احد مطبوعی | شهرآرانیوز؛ ۵ دی ۱۳۸۲، زمین بم لرزید و فاجعهای عظیم به وقوع پیوست؛ حادثهای که همه مسئولان کشور را درگیر سردرگمی و بی عملی کرد. در این بحران، کمتر از ۲۴ ساعت زمان لازم بود تا مردی از تبار ایثار و جهاد وارد میدان شود و بحران را مدیریت کند؛ احمد کاظمی، فرماندهای از دوران دفاع مقدس که در سالهای پس از جنگ نیز نقش آفرینی تاریخی خود را رقم زد.
چنین شخصیت برجسته و چنین رویداد مهمی میتواند سوژهای جذاب برای سینماگران باشد؛ از همین رو، در فیلم سینمایی «احمد» تلاش شده است برههای از زندگی و فعالیتهای این فرمانده در بحران زلزله بم به تصویر کشیده شود. با این حال، فیلم در بخشهای روایت و شخصیت پردازی با چالشهایی روبه روست که تجربه تماشاگر را مخدوش و امکان خلق اثری دراماتیک و ماندگار را از سازندگان سلب کرده است.
فیلم «احمد» به کارگردانی امیرعباس ربیعی، که پیشتر با آثاری، چون «لباس شخصی» و «زد» شناخته میشود، بیش از آنکه بر درام سازی تمرکز داشته باشد، بر روایت محوری استوار است. این شیوه داستان گویی باعث شده تا روایت از تعلیق و گره افکنیهای دراماتیک تهی شود و به متنی شعاری بدل گردد؛ متنی که در آن بیش از پرداختن به یک داستان انسانی و پیچیده، مفاهیم سیاسی و اجتماعی مطرح میشود.
با ورود شخصیت احمد کاظمی به فیلم، فضای ابتدایی- که سرشار از اضطراب و ترس از فاجعه زلزله بود و به خوبی منتقل میشد- به سرعت تغییر مسیر میدهد و به سمت شعارزدگی حرکت میکند. در نتیجه، تماشاگر نه تنها از درک شخصیت اصلی بازمی ماند، بلکه از پیگیری یک داستان جذاب و معتبر نیز فاصله میگیرد.
یکی از مشکلات اصلی فیلم، ضعف در انتخاب بازیگر اصلی است. تینو صالحی که نقش احمد کاظمی را ایفا میکند، نتوانسته عمق شخصیت این فرمانده را به درستی به تصویر بکشد. در واقع، بازی او بیشتر به تیپی سطحی و شعاری شباهت دارد تا به شخصیتی واقعی و پیچیده. او نتوانسته ویژگیهای انسانی، استراتژیک و رهبریِ کاظمی را در عملکرد خود بازنمایی کند و این انتخاب موجب میشود مخاطب حتی برای لحظهای نتواند با او همذات پنداری کند.
در مقابل، ساره رشیدی در نقش فرعی خود توانسته بازی درخورتوجهی ارائه دهد و با اجرای قدرتمند خود، علاوه بر جلب توجه، به فیلم روحی انسانی و باورپذیر ببخشد. رشیدی توانسته است بازیگریای را به نمایش بگذارد که باعث تحسین در جشنواره فجر شد و دیپلم افتخار بهترین بازیگر زن را از آن خود کرد.
درحالی که ربیعی در فیلم تلاش دارد تا بحران زلزله را در بستر زندگی احمد کاظمی روایت کند، فیلم نتوانسته است با داستانکها و شخصیتهای فرعی اش، درام را به درستی پیش ببرد. به ویژه داستانکهایی که به شخصیتهای فرعی اختصاص دارند، هیچ کدام به پیشرفت اصلی داستان کمک نمیکنند و در بسیاری از موارد حتی باعث انحراف از مسیر دراماتیک اصلی میشوند.
برای مثال، داستان نجات یک دختربچه از باند هواپیما که در پایان بیشتر به یک کلیشه از سینمای بالیوودی شبیه میشود تا یک رخداد انسانی و واقعی در دل یک بحران ملی. این نوع انتخابها بیشتر از آنکه شخصیت احمد کاظمی را به قهرمانی ملموس تبدیل کنند، او را به یک الگوی سطحی و کلیشهای تبدیل کردهاند که نتواستهاند تأثیری عمیق بر مخاطب بگذارند. شخصیتهای فرعی دیگری که در فیلم حضور دارند نیز تک بعدی و فاقد پیچیدگیهای لازم برای باورپذیریاند.
دکتر و مسئول هلال احمر که درگیر بحران هستند، یا مشاور دولتی که همواره در مقابل کاظمی قرار دارد، تنها نمایشی از شخصیتهایی از پیش تعیین شده هستند که بیشتر به شعارهای حاکم بر فیلم دامن میزنند تا اینکه تأثیری واقعی در روایت داستان داشته باشند.
فیلم «احمد» در جنبههای فنی خود نقاط قوتی دارد که نمیتوان از آنها چشم پوشی کرد. تصویربرداری فیلم که به ویژه در صحنههای آوار و زلزله توجه زیادی به جزئیات نشان میدهد، بدون استفاده از جلوههای رایانهای، توانسته است فاجعهای طبیعی را به شکلی رئالیستی به تصویر بکشد.
بازسازی صحنههای زلزله، استفاده از هواپیماها و هلی کوپترهای واقعی و سایر جزئیات فنی، به فیلم کمک کردهاند تا فضایی باورپذیر و واقع گرایانه بسازد. این نکات مثبت، اگرچه نمیتوانند ضعفهای ساختاری و دراماتیک فیلم را جبران کنند، اما به شدت به جذابیتهای بصری و مستندگونه آن افزودهاند.
سینمای دفاع مقدس امروز با چالشهای فراوانی روبه رو است. سوژههای بسیاری در این حوزه قابلیت تبدیل به فیلمهای ماندگار را دارند، اما در مراحل نگارش و تولید، این سوژهها اغلب به سمت تضعیف و شعارزدگی سوق پیدا میکنند. «احمد» نمونهای است از این مشکل که به جای تمرکز بر درام انسانی و روایت پردازی مؤثر، به دنبال ارائه پیامهای سیاسی و اجتماعی است که بیشتر به تریبونی برای اظهارات عمومی تبدیل شده است تا یک اثر سینمایی با عمق و تأثیرگذاری دراماتیک.
برای آنکه سینمای دفاع مقدس به سمت فیلم سازی حرفهای و ماندگار حرکت کند، لازم است که از نگاه سطحی و شعارزده به سوژهها فاصله بگیرد و به سمت درامهای مستقل و انسانی حرکت کند. تنها در این صورت است که میتوان فیلمهایی ساخت که نه تنها تاریخ را به تصویر کشیده است بلکه در ذهن تماشاگر نیز ماندگار شوند.